|
واي واي واي واي واي واي واي واي واي واي واي........ ديدي چي شد؟ واي واي واي واي واي واي واي واي واي واي......... بگم؟ نه نميگم خيلي بده........ واي واي واي واي واي واي واي واي واي واي......... تو رو خدا بگو نه جون تو نميشه خيلي ضايع هست آخه نميشه اصلا واي واي واي واي واي واي واي واي واي واي واي باشه چون اصرار کردي ميگم............. ولي قول بده به کسي نگي که سرکارت گذاشتم
لره و ترکه شطرنج بازي مي كنن.... شاه دق مرگ مي شه
اصفهانيه ميره سربازي وقتي برميگرده بابا و داداشش رو ميبينه كه با كلي ريش جلوي در هستند ميزنه زير گريه و ميگه من طاقت ندارم بگين چي شده، باباش ميگه پسره ناخلف چرا ريش تراشو با خودت برده بودي
اگر یه اصفهانی برات یکبار اس ام اس داد، بدون که به یادته، اگر دو تا اس ام اس فرستاد بدون که خیلی خاطرتو می خواد، اگر سه تا اس ام اس فرستاد، مطمئن باش، موبایل مال خودش نیست
اگه گفتيد چه جوري ميشه اصفهاني رو زجر داد: ببنديش به تير برق وبهش بگيه کوچه اونطرفي شام ميدند
به يه تركه ميگن نقاشي غمگين بكش بربري سوخته مي كشه.
بسيجيه روز ولنتاين براي دوست دخترش عروسک احمدي نژاد ميخره
ترکه اسم بچهشو توي يه مهدكودك شبانهروزي تو لندن مينويسه که زبان یاد بگیره، سال بعد كه ميادببرتش، ميبينه بچههاي اونجا ميگن: اچبر، بابان گلدي
ترکه رفته بود زیارت امام رضا. بعد از زیارت دستش را برای احترام روی سینه اش گذاشت و عقب عقب آمد بیرون. یه دفعه دید که خورده به یه
چیزی. نیگاه کرد ، دید که یه تابلو است و روش نوشته: تبریز 5 کیلومتر!
به ترکه یه ماشین می دن که فرمونش سمت راست بوده بعد یه مدت ازش می پرسن چطوره؟ میگه خوبه ، فقط هر وقت تف می کنم میفته روی زنم
تو تبریز می بینن که بعد از چهارشنبه سوری بیشتر آسیب دیده ها سرو دست و پا شکسته
ها هستن تعجب می کنن میرن تحقیق می کنن می بینن ترکا آتیش رو کنج دیوار روشن کردن
بعد می خاستن از روش بپرن می خوردن به دیوار
یه روز یه ترکه از یه پسره میپرسه بچه کجایی؟ میگه بچه امام حسین. ترکه میزنه زیر
گریه و پسره رو بغل میکنه میگه علی اصغر چه بزرگ شدی
به ترکه میگن: چی شد مامانت مرد ؟ میگه: رفت پشته بوم رخت پهن کنه
افتاد...میگن افتاد مرد ؟ میگه: نه بابا افتاد رو کولر ، کولر شکـست افتاد.
بهش میگن اون موقع مرد؟؟میگه:نه آقا جان،بعد افتاد رو تراس ، تراس خراب شد.
میگن:خوب ایندفعه مرد ؟ ترکه میگه:نه بعد افتاد رو سقف گاراژ،سقف خراب شد!
بهش میگن:حتماً ایندفعه مرد ؟ میگه:بازم نمرد، دیدیم داره کُلّ خونه خراب میشه،
با تفنگ زدیمش
یه ترکه می بینن طناب بسته به کمرش میگن چرا اینکارو کردی ؟ میگه می خوام خودکشی
کنم! میگن چرا دور کمرت؟ میگه بستم دور گردنم دیدم دارم خفه میشم بازش کردم !!!
ترکه سفره دلش رو واسه دوستش باز می کنه توش پر از نون بربری بوده....
ترکه پتروس فداکارو با دهقان فداکار قاطی می کنه
می ره انگشت می کنه تو چشم راننده قطار
ترکه دو تا بلوك سيماني رو گذاشته بوده رو دوشش، داشته ميبرده بالاي ساختمون. صاحبكارش بهش ميگه: تو كه فرقون داري، چرا اينا رو ميگذاري رو كولت؟! ترکه ميگه: اون دفعه با فرقون بردم، اون چرخش پشتم رو اذيت ميكرد
تركه ميره زير ماشين، رفقاش با دمپايی ميزنن درش ميارن!
برو پايين سر کاري نيست l-l l-l l-l l-l l-l l-l حالا ميخواي نردبونو بردارم اين پايين بموني؟
يه خياره با يه خيار شوره داشتن تو خيابون راه ميرفتن به خياره ميگن اين کيه همرات ميگه خواهرمه ترشيده
فردا صبح خوشگلها رو میگیرن تو رو خدا
نرو بیرون . . . . . نمی گیرنت ضایع میشی!!!
مي دوني فرق تو با فرقون چيه ؟فرقون خاک مي بره اما تو دل مي بري
بزرگترين گناه : لر بودن بزرگترين تفريح : لر سر كار گذاشتن. بزرگترين جهاد : لر كشتن بزرگترين ترس : لر ديدن بزرگترين كار : لر اهلي كردن بزرگترين شگفتي : لر عاقل ديدن بزرگترين آرزو : نديدن لر
دوست داشتم جيگرتو بخورم اما حيف بايد تا عيد قربان سال ديگه صبر کنم 
اگه بنزين كوپني شده زياد ناراحت نيستم چون از اين به بعد قدر تو را بيشتر ميدونم و حد اقل براي رفتن به مزرعه سوار تو ميشم الاغ جونم.
بقیش در ادامه ی مطلب
|